Monday, October 20, 2014

تاریخچه اختراع زن

تاريخچه ي اختراع  زن مدرن ايراني بي شباهت به تاريخچه ي اختراع اتومبيل نيست. با اين تفاوت که اتومبيل کالسکه اي بود که اول محتوايش عوض شده بود(يعني اسب هايش را برداشته، بجاي آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب با اين محتوا شده بود و زن مدرن ايراني اول شکلش عوض شده بود و بعد، که به دنبال محتواي مناسبي افتاده بود، کار بيخ پيدا کرده بود (اختراع زن سنتي هم، که بعدها به همين شيوه صورت گرفت، بيخ کمتري پيدا نکرد). اينطور بود که هرکس، به تناسب امکانات و ذائقه ي شخصي، از ذهنيت زن سنتي و مطالبات زن مدرن ترکيبي ساخته بود که دامنه ي تغييراتش، گاه، از چادر بود تا ميني ژوپ. مي خواست در همه ي تصميم ها شريک باشد اما همه ي مسئوليت ها را از مردش مي خواست.مي خواست شخصيتش در نظر ديگران جلوه کند نه جنسيتش، اما با جاذبه هاي زنانه اش به ميدان مي آمد. ميني ژوپ مي پوشيد تا پاهايش را به نمايش بگذارد اما، اگر کسي به او چيزي مي گفت، از بي چشم و رويي مردم شکايت مي کرد. طالب شرکت پاياپاي مرد در امور خانه بود اما در همان حال مردي را که به اين اشتراک تن مي داد ضعيف و بي شخصيت قلمداد مي کرد. خواستار اظهار نظر در مباحث جدي بود اما براي داشتن يک نقطه نظر جدي کوششي نمي کرد. از زندگي زناشويي اش ناراضي بود اما نه شهامت جدا شدن داشت، نه خيانت. به برابري جنسي و ارضاي متقابل اعتقاد داشت اما، وقتي کار به جايي مي کشيد، به جواني اش که بي خود بي جهت پاي ديگري حرام شده بود تاسف مي خورد.


گفتند که باید میهن را دوست داشت، که باید خود را فدای آن کرد، که باید به قهرمانان ملی افتخار کرد، که باید به نظم کشور احترام گذاشت، که باید از دشمنان متنفر بود.
گفتند که خانواده مقدس است، که باید به والدین خود احترام بگذاریم، که باید به خاطر زحمت هایی که برایمان کشیده اند از آنها ممنون باشیم، که باید به حرف آنها گوش دهیم، که باید هر کاری که انجام دهند باز دوستشان داشته باشیم،
گفتند باید از خداوند به خاطر اینکه به ما  زندگی ارزانی داشته، آن را از ما نگرفته، و راه نجاتی در برابرمان گذاشته، متشکر باشیم.
بعد گفتند که باید این کار را بکنم و من هم چیزی نپرسیدم و آن کار را انجام دادم. بعد گفتند که باید به آنجا بروم و من هم چیزی نپرسیدم و به آنجا رفتم.
و بعد گفتند و باز من نپرسیدم ...

No comments:

Post a Comment